شیطان پرستان حقیقت یاواقعیت؟
بسم الله الرحمن الرحیم
در بررسي نمادهاي متعلق به شيطانپرستي خط بسيار روشني از ارتباط صهيونيسم و شيطانيسم به وضوح قابل مشاهده است .در ذيل برخي از نمادها كه به عنوان نگين انگشتر ، گردنبند ، تصاوير بر روي دستبندها ، پيراهن ، شلوار ، كفش ، ادكلن ، ساعت و ... درج شده و از جمله به ايران اسلامي نيز راه يافته است ، مورد بررسي و معرفي قرار ميگيرد :
ا گر نوشته وسط نماد يعني (Satanism) به معناي
شيطانگرايي به همراه دايره حذف كنيم ، آن وقت يك ستاره پنجضلعي بر جاي
ميماند كه همان نشانه ستاره صبح يا پنتاگرام (pentagram) باقي ميماند .
اين
سمبل و به شكل در ميان نمادهاي شيطانپرستان نيز همان پنتاگرام است ، با
فرق اينكه انواع آن گاه پنجضلعي وارونه (snvertedpentagram ) يا ديو
(Buphomet ) به چشم ميخورد .
برخي از شيطانگرايان محدوده جغرافيايي
«تحت سلطه » اين نماد و در واقع منطقه نفوذ شيطانگرايي را در نقشه ذيل توصيف مينمايند .
(محدوده در ايسلند واروپا)
666 : يك سمبل با عنوان « شماره تلفن شيطان » توسط گروههاي هوي متال وارد ايران اسلامي شده اما در حقيقت علامت انسان و نشانه جانور در ميان شيطانپرستان تلقي ميشود و براساس مكاشافات 13:18 « ... پس هر كس حكمت دارد عدد وحش را بشمارد ،زيرا كه عدد انسان است و عددش 666 است . » از سالها پيش تاكنون اين عدد با اشكال مختلف بر روي ديوارهاي شهرهاي بزرگ كشور مشاهده ميشد
صليب وارونه (upside down cross ) : اين نماد و حكايت از « وارونه شدن مسيحيت دارد » و عمدتا استهزا و سخره گرفتن اين دين است . صليب وارونه در گردن بندهاي بسياري مشاهده شده و خوانندههاي راك انواع مختلف آنرا به همراه دارند .
نماد صلیب شکسته یا چرخ خورشید (swastika or sun wheel) : چرخ خورشید یک نماد باستانی است که در برخی فرهنگهای دینی همچون کتیبههای بر جای مانده از بوداییها و مقبرههای سلتی و یونانی دیده شدهاست .
نماد صليب شكسته يا چرخ خورشيد
(swastika or sun wheelc) : چرخ خورشيد يك نماد باستاني است كه در برخي
فرهنگهاي ديني همچون كتيبههاي بر جاي مانده از بوداييها و مقبرههاي
سلتي و يوناني ديده می شود لازم به توضيح است اين علامت سالها بعد توسط
هيتلر به كار رفت ، لكن برخي با هدف به سخره گرفتن مسيحيت اين سمبل را
وارد شيطانپرستي كردند .
چشمي در حال نگاه به همه جا (All
seeing Eye) : چشم در برخي نمادهاي روشنفكري نيز به كار ميرود . اما
شيطانپرستي اعتقاد دارد چشم در بالاي هرم « چشم شيطان » است و « بر همه
جا نظارت و اشراف دارد
اين علامت در پيشگويي ، جادوگري ، نفرينگري و
كنترلهاي مخصوص جادوگري مورد استفاده قرار ميگيرد .گفتني است اين نماد بر
روي دلار آمريكايي به كار رفته است .
اين نمادها به انگليسي (Ankh) انشاءميشود
و سمبل شهوتراني و باروري است . اين نمادها به معناي روح شهوت زنان نيز
تعبير ميشود . امروزه نماد « فمنيسم » در واقع يك نماد برداشت شده دقيقا
از سمبلهاي شيطاني است .
پرچم رژيم صهيونيستي : قابل توجه جدي
است كه رژيم صهيونيستي علاوه بر حمايتهاي آشكار و پنهان ،حتي از قرار
گرفتن نماد رسمي كشور نامشروعش در كانون علائم شيطانگرايان نيز پرهيز
ندارد .
ضد عدالت (Anti justice) : با
توجه به اينكه تبر رو به بالا نماد عدالت در روم باستان به شمار مي آمده
است شيطانپرستان تبر رو به پايين را با عنوان نماد ضد عدالت در راه پيمودن
مسير تاريك انتخاب كردهاند .همچنين گفتني است كه فمنيستها از دو تبر رو
به بالا به معني مادرسالاري باستاني استفاده مينمودند.
سر بز (Goat
Head) : بز شاخدار ، بز مندس mendes (همان ba'al بعل ، خداي باروي مصر
باستان) ، بافومت ، خداي جادو ، scapegoat ( بز طليعه يا قرباني) اين يكي
از راههاي شيطانپرستان براي مسخره كردن مسيح است زيرا گفته ميشود كه
مسيح مانند برهاي براي گناهان بشر كشته شد . همانطور كه در توضيح نمادهاي
اول اشاره شد ،اين نماد تصوير كاملي است از بز قرار گرفته در نماد
پنتاگرام .است. درميان پنتاگراهاي قبلي تصوير سر يك بز تعبيه شده است كه
اقدامي ضد مسيحي ، به اين معناست كه مسيحيان معتقدند كه مسيح همچون يك بره
براي نجات ايشان قرباني شده است و با توجه به اينكه ايشان بز را نماد
شيطان و در برابر بره ميدانند اين آرم را انتخاب كردهاند.
هرج و مرج (Anarchy) : اين نماد به معناي از بين بردن تمام قوانين است و دلالت بر اين امر دارد كه « هر چه تخريب كننده است تو انجام بده » اين نماد عمدتا مورد استفاده گروههاي هويمتال است .
چشم شيطان (Aye of satan) : اين نماد نيز به معناي چشم « شيطان و نظارت و اقتدار » است و كمتر شناخته شده است .
نمادهای شیطان پرستی و ظهور آنها در عرصه جامعه
حاملان شیطانگرایی در ایران، مظاهر شیطانپرستی (دروزیها و گنوسیها و...) سبکهای موسیقی شیطانی متالیکا و تبیین فعالیت گروههای شیطانپرست در داخل کشور
سیاست اسراییل
رژیم اشغالگر قدس که سلامت اخلاقی و روحی و روانی انسانها را همواره به منزله تهدیدی جدی برای منافع ملی خود میبیند ، در اقداماتی گوناگون و پی در پی مبادرت به ساخت جریانهای مسموم فرهنگی نموده و این جریانات مسموم را به شراین حیاتی جوامع از طریق جاذبههای مجازی تزریق مینماید.
در یک نگاه جامع ارتباط رژیم صهیونیستی و نقش آن در سازماندهی گروه های شیطانپرست در محورهای ذیل قابل اشاره میباشد .
الف) این گروهها به لحاظ فلسفه اولیه و بسترهای معرفتی دامنه وسیعی از ارتباط با این رژیم داشته و خواهند داشت.
ب) نحلههای مختلف شیطانی توسط دو سازمان عمده جاسوسی یعنی CIA و موساد سازماندهی ،هدایت و تغذیه میشوند .
ج) بودجه ، نظارت ، پشتیبانی و ... شیطانپرستان فعال در جمهوری اسلامی ایران به صورت مستقیم توسط سازمان موساد تامین شده و این سلسله اقدامات با اهداف امنیتی دنبال میشود.
د) رژیم صهیونیستی از اعضای گروهها برای مقاصد شوم سیاسی و جاسوسی بهره میبرد ، به گونه ای که خشونتبارترین اعمال به دست این گروهها واگذار میشود .
مراجعه به برخي فروشگاههاي شمال و غرب تهران با عرضه فراوان و ازادانه نمادهاي گروههاي انحرافي و التقاطي
تصوير
زير از يکي از فرشگاههاي مرکز خريد بوستان در ميدان پونک تهران تهيه شده
که در ان صليبهاي شکسته به عنوان يکي از نمادهاي گروههاي افراطي نژاد پرست و
منحرف جنسي به چشم ميخورد.
سرتیپ پاسدار حسین ذوالفقاری که پيش تر جانشین فرمانده نیروی انتظامی بود ميگويد: بیش از ۵۰فرقه و گروه تخدیری (شیطان پرستی) به ایران وارد شده كه نیمی از آنها فعال بوده و اقدام به ترجمه، چاپ و توزیع قریب به ۲۰۰عنوان كتاب در این زمینه كردهاند.
برخي از اين گروهها را بهتر بشناسيم
فرمانده کنوني دانشکده ناجا ميگويد: یكی از
فرقههای انحرافی تحت عنوان TSMتوسط فردی بنام «الف» كه خارج از كشور
زندگی میكند هدایت میشود. وی در توضیح نحوه فعالیت این فرقه گفت: این فرد
با لابی صهیونیستها مرتبط است. محبوبیت زیادی در بین جوانان دارد و صدها
جوان در كلاسهای او شركت كرده و در مقابل او اشك ریخته و به گناهان خود
اعتراف میكنند.
ذوالفقاری اضافه كرد: فرد دیگری بنام «الف- ر» كه
زادگاهش یكی از شهرستانهای كشور است و دارای تعدادی مرید میباشد كه برای
مراد خود حاضرند هر كاری بكنند.وی افزود: دختران زیادی به خاطر او ازدواج
نمیكنند و ادعا میكنند او همسر عرفانی آنهاست و او نیز ادعا میكند مرده
را زنده میكند و عمدتا در تاریكی زندگی میكند.ذوالفقاری تصریح كرد: فرد
دیگری بنام «ع -ی» ادعا میكند عرش به واسطه حضور او برپاست، زلزلهها را
پیشگویی میكند، انرژی درمانی میكند، و روزانه تعداد زیادی بیمار به وی
مراجعه میكند.
ذوالفقاری در ادامه به جعل 3000 نوع از این فرقهها طی
۳۰سال اخیر اشاره كرد و گفت: اصول مشترك این گروهها انحراف از ادیان حنیف
و التقاط در اعتقادات و وعدههای كاذب و سوء استفاده از گرایش جوانان به
مبدا هستی و سوء استفاده جنسی میباشد.
-
-
-
-
-
هشدار
اخیرا گروههایی تحت عنوان شیطان پرستان كه
دارای انحرافات فكری و جنسی هستند با هدایت سایتهای بیگانگان در كشور در
حال شكلگیری اند. این گروهها ضمن برگزاری مراسم خاصی، تبلیغ پوشیدن لباس
خاص بعنوان لباس مقدس منقوش به نمادهای شیطان پرستی، از گردنبند (صلیب
شكسته یا صلیب برعكس) انگشتر با نقوش استخوانی و جمجمه انسان استفاده نموده
و در برگزاری این مراسم ضمن شرب خمر اقدام به رقص و پایكوبی مینمایند.
عقايد شيطان پرستان چيست؟
آنان بر این باورند كه باید برخلاف ادیان بویژه اسلام عمل كرد
و با انجام اعمال دلخواه و كارهای خلاف، دنیا را به هرج و مرج و آشوب
كشاند. انچنان که جانشين سابق فرمانده نيروي انتظامي هم تاييد کرده است
افراد عضو این گروه در برخی رشتههای ورزشی مهارت خاصی دارند و به منظور
جذب نوجوانان وجوانان هنگام ورزش از موزیكهای خاص شیطان پرستی استفاده
میكنند.
این گروهها دارای كتابهایی به زبان لاتین بوده و با تجمع در
پاركها و تفرجگاهها در خصوص رخدادهای جدید در سطح كشور در رابطه با شیطان
بحث و گفتگو میكنند.
موسیقی شیطان پرستی
1. آشنايي با متاليكا
در
سال 1981 يك نوازنده درام به نام ” لارس الريچ ” با انتشار يك آگهي
فراخوان تشكيل يك گروه هوي متال را اعلام و پس از مدتي موفق به جذب افراد
مختلفي ميشود .
فعاليت اين گروهها مانند ساير گروه هاي هوي متال به
صورت غيرقانوني و زيرزميني در ظاهر و در باطن با حمايت سازمانهاي جاسوسي
ايالات متحده آمريكا با شعارهاي اجتماعي و اعتراضي ادامه و گسترش مييابد .
اين
گروه چند سال بعد پيشنهادهاي Black metal را نيز ادامه داد و ضمن ارائه
آثار مختلف زمينه را براي شكلگيري گروه هاي بعدي فراهم آورد .
* ارزشهاي القايي متاليكا :
متاليكا در حقيقت ضدارزشهايي را ارائه مينمايد كه شامل ” بازگشت به تاريكي
(محور
اصلي تفكرات شيطانپرستان ، بيرحمي و تجاوزات جنسي ، فحاشي ، هجوم و حمله
به جامعه و فرهنگ عمومي آن) ميباشد .خوانندگان اين گروه بر روي صحنه و در
كليپهاي خياباني دست به خوردن و آشاميدن ميوههاي فاسد ، ادرار ، مدفوع ،
خون و مردار نموده و از كثيفترين گروههاي موسيقي جهان به حساب ميآيند
.همچنين گفتني است متاليكا از همجنس بازي نيز دفاع مينمايد و آلبومي را
در سالروز مرگ ” كوئين ” ، همجنسباز بنام آمريكايي منتشر كرد .
برخي آمارها حكايت از اين امر دارد كه تاكنون بيش از ده ميليون و دويست هزار كپي از آلبوم هاي اين گروه ” موسيقي شيطاني ” به فروش رسيده است .براي آشنايي با افكار خوانندگان و ادارهكنندگان گروههاي متاليكا در ادامه برخي از اشعار ايشان با ترجمه آن ارائه ميشود :
دلايل استفاده از موسيقي
الف . جاذبه هاي مجازي و حاشيهاي موسيقي متاليكا مانند ايجاد فضا براي روابط آزاد دختران پسران
ب. ارزان و قابل دسترسي بودن موسيقي با توجه به ارتقاءتجهيزات فني تكثير و توزيع
ج
. كاهش سطح حساسيت يا حساسيت زدايي از طريق نفوذ به خانوادهها ،شركتها
،اتومبيلهاي شخصي ،رايانههاي شخصي بالاخره گوشيهاي تلفن همراه
3. روند و روال
روند و روالي كه موسيقي
متاليكا در گسترش مقوله شيطانپرستي تاكنون طي كرده است بسيار قابل توجه
ميباشند .ظهور يك خواننده جديد دقيقا به مثابه يك شيطان جديد همواره جمع
تازهاي از علايق و عواطف اقشار مختلف مردم در كشورهاي جهان را
(عليالخصوص جوانان) به خود جلب ميكند.نقش موسيقي متال نقش حساس گسترش
دامنه مخاطبين شيطانگرايي مي باشد . از سوي ديگر با گذشت زمان خوانندگان
متاليكا همه روزه بيشتر تمايلات شيطاني خود را آشكار مينمايند و بدينسان
ميتوان آنها را تنها عامل تبليغ شيطانگرايي معرفي كرد .
4- مرلين منسون
همانطور
كه در بخش قبلي به آنها اشاره شد ، استفاده از موسيقي و به تبع آن ظهور
خوانندگان جديد به مثابه شياطين نو ،ظرفيتهاي جديدي را در اختيار
شيطانپرستان قرار داد .
” برايان هاگ وارنر ” نام اصلي فردي است كه امروز به مرلين منسون يا به اختصار(MM) شهرت يافته است .
وي
كه اكنون علاوه بر هواداران چندين هزار نفري در اقصي نقاط جهان به عنوان
شيطان بزرگ شناخته و مورد پرستش قرار ميگيرد . مانند ساير افرادي كه از
چهرههاي شاخص شيطانپرستي به حساب ميآيند دوران كودكي توام با سختيهاي
فراوان مانند فقر و تنگدستي را سپري كردهاست .
” برايان وارنر ” يا
(MM) تاكنون توانسته است نقش يك منجي را براي شيطانپرستي ايفا كند و اين
افراد را از بنبست عزلت خارج كرده و مجددا به عرصه فعاليتهاي اجتماعي
وارد سازد .مرلين منسون نيز مانند ساير چهرههاي شناخته شده شيطانيسم چندين
مرحله در طول عمرش يعني طي 38 سال گذشته ، براي مدت چند ماه يا چند هفته
از نظرها دور شده و پس از طي زمان موردنظر با ارائه يك كنسرت بزرگ و يا در
چهرهاي جديد و البته سخيفتر از گذشته ظاهر ميشود .
(لازم به ذكر است
كه شيطانپرستان ادعا ميكنند كه در اين مدت به ملاقات شيطان و يا شياطين
ميروند و دستوراتي را دريافت ميكنند.)گفتني است طبق اطلاعات موجود زماني
كه اين افراد ” غيب ” ميشوند ، جلساتي را با برخي مقامات بلندپايه امنيتي
آمريكا و رژيم صهيونيستي برگزار مينمايند و خواستههايشان را مبني بر
حمايتهاي مالي ، حقوقي و … بيان و از حمايت ايشان برخوردار ميشوند .تصوير
فوق از فرد مذكور است كه قرباني ديگري و نمادي از شيطان يعني گربه را در
دست دارد . (موجودي كه توسط وي بايد قرباني شود.)
شيطانپرستي در ايران (تاريخي)
1. دروزيها
دروزيها
اقوام مهاجري هستند كه از مناطق غربي كشور طي فاصله زماني حداقل 10 قرن
پيش به دليل آزارهاي حكومت وقت بر عليه شيعيان فراري شده و در مناطق از
فلسطين اشغالي ، سوريه ، لبنان و … سكني گزيده اند .برخي از مورخان و
كارشناسان اديان بر اين باورند كه دروزهاي ” درونگرا ” نوعي از
شيطانپرستي را اختيار كردهاند و ريشههايي از ايشان نيز در عراق و ايران
(مناطق غرب كشور ايران) مستقر هستند و داراي معبد مقدس ميباشند .
2. گنوسيها
با
فرض صحيحتر استنادهاي تاريخي دقيق انتصاب شيطانپرستي به فرقه گنوسي
منشعب از اهل حق ميباشد كه آشكارا به شيطانپرستي روي آوردهاند.در اين
رابطه بايد متذكر شد بانيان ” تقديس ابليس ” در تصوف داراي قدرت تاريخي
زيادي ميباشند و آنچنانكه در تاريخ و توسط ايشان آورده شده افرادي همچون
احمد غزالي ، ذوالنون مصري و سنايي از پايهگذاران اوليه شيطانيسم در ميان
مسلمانان بودهاند .طبيعي است فرق تصوف نيز مجموعا تحت تاثير اين اقطاب
بوده و شكلگيري شيطانپرستي در ميان ايشان (آنگونه كه در فرقه گنوسي ديده
ميشود) امري بديهي است .لكن گنوسيها از جذب ،معاشرت و رويارويي با ساير
مردم پرهيز داشته و در چند دسته كوچك به مراسمات خاص شيطانپرستي همچون
قرباني و حج شيطان و… ميپردازند
.6) ورود شيطانپرستي به ايران (جديد)
نوع جديد شيطانپرستي طي يك بازی زماني 10ساله با چند وقفه به ايران ورود يافته است .
1. نحوه ورود
چند گروه عامل و
حامل ورود شيطانپرستي به ايران بوده اند كه در بند بعدي به آنها اشاره
خواهد شد . اما به صورت كلي و از منظر عوامل چند اقدام نقش بسزايي را در
خصوص ورود جريان مذكور ايفا كرده است
1ـ1 مهمترين ورود شيطانپرستي به ايران رواج يافتن ميل جوانان به استفاده از موسيقي متاليكا و ساز گيتار بوده است .
طي
10 سال گذشته موسيقي متاليكا به صورت زيرزميني و غيرمجاز وارد كشور شده و
در چارچوب آن مفاهيم نحله انحرافي مورد بحث در اختيار جوانان قرار
گرفتهاست .
2ـ1 اقدام تاملبرانگيز و بسيار ناشيانه وزارت فرهنگ و
ارشاد اسلامي دولت آقاي خاتمي در صدور مجوز براي گروهها ، آلبومها و كتاب
هاي اشعار موسيقي متاليكا نيز نقش اساسي را در جلب توجه عموم مخاطبين جوان
به اين نحله انحرافي فراهم آورد .
در واقع بايد تاكيد كرد كه در كنار
موسيقي زيرزميني ،وزارت فرهنگ و ارشاد وقت نقش دروازبان ورود يك جريان
با شرايط مورد اشاره ايفا كرد .گفتني است ” هوي متال ” ، ” متال تاريك ” ،
” گوتيك متال يا متال گوتيك ” چند سبك از موسيقي شيطاني متاليكا بود كه به
يمن غفلت اعجابانگيز مسئولين فرهنگ كشور كه جدال و ” اصلاحات ” سياسي
را پيشه خود قرار داده بودند وارد كشور شد.
و اما معانی این علامت ها :
ستاره 5 پروانه : در جادوگری استفاده می شود و برای آنها نشانگر عناصر آب ، خاك ، آتش و روح اطراف آنهاست .
بافومت : این خدای شیطانی و علامت شیطانی است كه به عنوان شناسه روی ماشین هواداران زده می شود ، در جواهر فروشی ها هم زیاد است . رسم شده
سنگ تراشان بر دل سنگ آن را بتراشند تا خانه ی مریدان بی علامت نماند .
ستاره 6 پر : این ستاره داوود نیست بلكه یكی از رایج ترین علایمی است كه در نیرو های شیطانی و جادو از آن استفاده می شود .
آدجت : این هم علامت لوسیفر ( پادشاه جهنم ) ، اشك زیر چشم هم نماد محیط محزون و افسرده ی اطرافش است .
ستاره 5 پر وارونه : در مراسم مخفیانه جادوگران برای احضار ارواح شامل اصول نظری ، تمرینات آیین پرستش شیطانی و جادوگری .كتاب لویتن : ( Leviathan )شامل متن هایی برای استفاده در آیین پرستش شیطان .
معابد شیطان پرستی :
در میان مراكز پاتوق های شیطان پرستان 2 جا از همه مهم تر است :
1. كلیسای شیطان : اولین سازمان فلسفی برای معتقدین به مبادی فلسفی
شیطان پرستی است كه توسط آنتوان لاوی در 30 آوریل 1966 در سانفرانسیسكو تاسیس شد .
2. معبد ست : ست نام یكی از خدایان مصر باستان است و این معبد یكی از مخوف ترین ، مشهورترین و مخفی ترین سازمان های شیطان پرستی است . معبد ست اولین جامعه مخفی ای است كه ادعای رهبری جهانی (( طریقت دست چپ )) در جهان را دارد . معبد ست در سال 1975 توسط مایكل آكینو در سانفرانسیسكو بنیانگذاری شد .
او وگروهی دیگر از كشیشان كلیسای شیطان به خاطر
اختلافات فلسفی و مدیریتی و همچنین به خاطرفساد موجود در كلیسای شیطان ،
از آن جدا شده و سازمان معبد ست را تشكیل دادند . افکار و آيين هاي مختلف
گروههاي شيطان پرست در برخي نقاط کشور در حال ترويج است و جامعه بايد براي
رويارويي با آنها آماده باشد. هرچند که مقبوليت اين گروهها در جامعه زياد
نيست ولي با اين روند،اگرشناخت درستي در مورد اين گروه ها به شهروندان
جامعه به ويژه جوانان و دانش آموزان داده نشود، خطرات جدي جامعه را تهديد
خواهد کرد. با توجه به جذابيت ها و هيجانات کاذبي که اين گروهها براي گرايش
افراد به سمت خود ايجاد مي کنند، در اين زمينه براي شناخت و آگاهي بيشتر
افراد، مسايل بايد از زواياي مختلف مطرح شود. بايد به دنبال شناخت درست از
اين جريانها باشيم و با برنامه ريزي و تدبير براي جلوگيري و مقابله با
فعاليت هاي اين گروهها تلاش کنيم. تاريخ شيطان پرستي به دوران بدوي، قرون
وسطايي و مدرن تقسيم بندي مي شود، در شيطان پرستي دوران مدرن، اين گروهها
بيشتر بر روي نمادها کار مي کنند که نمونه اين نمادها را بر روي لباسها،
نوع آرايش و زيورآلاتي که افراد مختلف استفاده مي کنند، مي توان ديد. اين
نمادها خالي از فکر و انديشه نيستند و هر کدام معنا و مفهوم خاصي دارند
وبرخي از اين نمادها در دوران باستان هم رواج داشته است. گروه هاي پيرو
آيين شيطان پرستي مراسم مختلفي را اجرا مي کنند که از جمله آنها مي توان به
اجراي آيين هاي باروري و قرباني کردن اشاره کرد که در دوران باستان هم
چنين برنامه هايي اجرا مي شده است. سحر و جادو از ارکان اساسي فعاليتهاي
گروههاي شيطان پرست مي باشد که اکنون هم به شدت در بين اين گروهها به آن
توجه مي شود. متاسفانه با تاخير به فکر شناخت و تدبير براي مقابله با چنين
برنامه هايي مي افتيم و همين مساله موجب مي شود تا اين گروهها از فرصت هاي
به وجود آمده به نفع خود استفاده کنند. در همين رابطه جانشين فرمانده نيروي
انتظامي نيز گفت: بيش از 50 فرقه و گروه تخديري شيطان پرستي به ايران وارد
شده که نيمي از آنها فعال بوده و اقدام به ترجمه،چاپ و توزيع قريب به 200
عنوان کتاب در اين زمينه کردهاند. سرتيپ پاسدار "حسين ذوالفقاري" افزود:
در جهان بيش از چهار هزار فرقه تخديري و خرافه پرستي به وجود آمده است که
غرب و بويژه آمريکا منشاء و بستر اکثر آنها است. وي تاکيد کرد: مأموريت
اخير اين افکار وارداتي اسلام ستيزي، مسلمان گريزي و تخدير اصول پاک ناب
محمدي و نفي واژه هاي ايثار و شهادت است.
جانشين فرمانده ناجا افزود:
يکي از فرقه هاي انحرافي تحت عنوان "TSM "توسط فردي بنام «الف» که خارج از
کشور زندگي مي کند هدايت مي شود. وي در توضيح نحوه فعاليت اين فرقه گفت:
اين فرد با لابي صهيونيست ها مرتبط است. محبوبيت زيادي بين جوانان دارد و
صدها جوان در کلاس هاي او شرکت کرده و در مقابل او اشک ريخته و به گناهان
خود اعتراف مي کنند. ذوالفقاري اضافه کرد: فرد ديگري بنام « الف- ر » که
زادگاهش يکي از شهرستانهاي کشور و داراي تعدادي مريد است، مريدان وي براي
مراد خود حاضرند هر کاري بکنند. وي افزود: دختران زيادي به خاطر او ازدواج
نمي کنند و ادعا مي کنند او همسر عرفاني آنهاست و او نيز ادعا مي کند مرده
را زنده مي کند و عمدتا در تاريکي زندگي مي کند. ذوالفقاري گفت: فرد ديگري
بنام «ع -ي » ادعا مي کند عرش به واسطه حضور او برپاست، زلزله ها را
پيشگويي مي کند، انرژي درماني مي کند، و روزانه تعداد زيادي بيمار به وي
مراجعه مي کند. جانشين فرمانده نيروي انتظامي در ادامه گفت: پليس در راستاي
وظايف قانوني بر اين جريانات اشراف اطلاعاتي دارد و برخي نيز که مرتکب جرم
شده بودند شناسايي و دستگير و به مراجع قضايي معرفي شده اند. ذوالفقاري در
ادامه به جعل سه هزار نوع از اين فرقه ها طي 30 سال اخير اشاره کرد و گفت:
اصول مشترک اين گروه ها انحراف از اديان حنيف و التقاط در اعتقادات و
وعدههاي کاذب و سوء استفاده از گرايش جوانان به مبدأ هستي و سوء استفاده
جنسي است. وي اضافه کرد: اخيرا گروه هاي شيطان پرست که داراي انحرافات فکري
و جنسي بوده با هدايت سايت هاي بيگانگان در کشور در حال شکل گيري هستند و
شناسايي شدهاند. جانشين فرمانده ناجا تافزود: اين گروه ها ضمن برگزاري
مراسم خاصي، تبليغ پوشيدن لباس خاص بعنوان لباس مقدس منقوش به نمادهاي
شيطان پرستي، از گردنبند (صليب شکسته يا صليب برعکس) انگشتر با نقوش
استخواني و جمجمه انسان استفاده نموده و در برگزاري اين مراسم ضمن شرب خمر
اقدام به رقص و پايکوبي ميکنند. ذوالفقاري گفت: آنان بر اين باورند که
بايد برخلاف اديان بويژه اسلام عمل کرد و با انجام اعمال دلخواه و کارهاي
خلاف، دنيا را به هرج و مرج و آشوب کشاند. وي با اشاره به اينکه افراد عضو
اين گروه در برخي رشته هاي ورزشي مهارت خاصي دارند و به منظور جذب نوجوانان
و جوانان هنگام ورزش از موزيک هاي خاص شيطان پرستي استفاده مي کنند،
افزود: اين گروه ها داراي کتاب هايي به زبان لاتين بوده و با تجمع در
پارکها و تفرجگاهها در خصوص رخدادهاي جديد در سطح کشور در رابطه با شيطان
بحث و گفتگو مي کنند. جانشين فرمانده ناجا از کارشناسان و صاحب نظران خواست
تا در جهت شناخت و آگاه سازي افراد جامعه نسبت به فرقه هاي انحرافي با
همکاري رسانه ها تلاش مضاعف داشته باشند و خانواده ها نيز با حساسيت بيشتر
ضمن آگاهي به اين گونه مسائل در جهت مراقبت و راهنمايي فرزندان خود اهتمام
ورزند.
7380/677 / 675
|
شیطان پرستی یکی از مکاتب نو پدیداست که در علامت ها و اصول رفتاری با فراماسونری و صهیونیزم پایه های مشترکی دارند. |
|
دکتر «مسعود کوثری» استاد ارتباطات دانشگاه
تهران نیز با بررسی موزیک های مورد استفاده این مکاتب چون متال به شعار
آنها که رواج پوچی گرایی و اصول اساسی این مکاتب است، پرداخت. وی مبادی
اصلی این موسیقی را خشونت، مردسالاری و نژادپرستی ذکر کرد و ژانرهای این
گروه ها را بسیار گسترده توصیف کرد که با خروج و ورود یک خواننده تغییراتی
در این رویه به وجود می آید.در ادامه وی به بررسی مناسک برگزارشده در این
مکتب پرداخت.چندین فیلم سینمایی و کارتون، نمادهای شیطان پرستی را به صورت
پس زمینه در فیلم ها و کارتون هایی که کودکان به وسیله آن ها اجتماعی می
شوند، بکار می گیرند که در ناخودآگاه کودک می نشیند. «دکتر ادبی» اصول شکل
گیری مکاتب نوپدید دینی مانند شیطان پرستی را اندیشه های جدید، زندگی های
عمومی، کوچی از جامعه به سمت اجتماع، جادو، ضد ساختارگرایی و بازگشت به
دوران باستان بیان کرد. وی در ادامه یکی از ویژگی های شیطان پرستان را
انسجام درونی اجتماع آنها عنوان کرد که خارج از شهر در یک کلونی(قبیله)
زندگی می کنند.
وی مناسک این آیین را در سه دسته مناسک جنسی، مناسک نرم کننده دل ها و مناسک منهدم کننده عنوان کرد و
ابزارهای مناسکی، پوشش خرقه و ماسک، استفاده نماد پنتاگرام (ستاره پنج پر
وارونه که در دایره ای قرار دارد)، تصویر بی پوشش زن و نماد سیگل
بافموت(زنی نشسته با دستانی باز و دو بال و سر بزی در وسط) را از نمادهای
اصلی ویژه این مکتب برشمرد.کوثری در تشریح نماد «بز» که یکی از علامت های
رایج شیطان پرستی است ـ که در بسیاری از آهنگ های رپ امروزی با انگشتان دست
نشان داده می شودـ گفت:« وقتی مسیحیت آمد و خود را به تاگان ها عرضه کرد
آنها را نابود کرد و خود به جای آن نشست. تاگان ها چوپان یودند و بز نماد
این گروه است و نماد تنیث نیز با این تفکر است که قبل از مسیحیت تلقی از
خدا زنانه بود و مسیحیت، خدا را مرد جلوه داد.» که در واقع نوعی بازگشت و
جانشینی تاگان ها و نشاندن اله بر جای خدا مدنظر است.شيطان كيست و يا چيست؟
از انسان چه ميخواهد؟ انسان از پرستش شيطان چه هدفي را دنبال
ميكند؟شيطان دشمن سرسخت انسان كه از خلقت حضرت آدم تا به امروز پي در پي
با او به مخالفت پرداخته، اهميت شناخت و نحوه مواجهه با او از موضوعات مهم
قرآني است. در قرآن درباره شيطان آمده است: شيطان موجودي از گروه جنيان است
( كهف 50)، چون جنيان از جنس آتش بي دود هستند بنابراين شيطان نيز از آتش
است ( حجر27، الرحمن15)، او در مقابل رب دست به طغيان زد( مريم 44)، و به
او كفر ورزيد ( اسراء27)، علت كفر و عصيان او در مقابل خدا به دليل تمرد از
سجده به پاي انسان بود (بقره 34)، چون انسان به اسماء الهي آگاهي يافته
بود و شيطان از اين علم بي بهره بود (بقره21)، او جنس خود را كه از آتش بود
برتر از خاك كه جنس آدم است مي داند و بر اين اساس كينه و دشمني انسان را
سخت به دل گرفته است ( اعراف22، يوسف 5، اسراء53 ، فاطر6 ، زخرف 62)، و با
سركشي كه به درگاه رب نموده است (نساء117)او را وادار به دخالت در كار خدا
بدون داشتن علم و آگاهي كند( حج 3)، دشمني خود را با آدميان به رخ آنها
بكشد ( زخرف 62)، آنها را وادار به طغيان و غوا كند (اعراف 175)، و حتي با
داشتن علم الهي نيز ممكن است اين طغيان و غوا صورت پذيرد او سعي مي كند به
وسيله انسان خلقت خدا را دگرگون كند( نساء 119) و سعي مي كند كه حزبش را بر
جهان مسلط كند ولي خداوند حزب او را دچار خسران مي كند ( مجادله 19)، و
نهايتاً سعي مي كند كه با مسخ كردن انسان و تصرف او، عذاب خدا را برا او
جاري سازد (ص41)، و او را به سوي عذاب سعير سوق دهد ( لقمان 21)، در دلش
دائماً حزن و اندوه جاري سازد ( مجادله 10)، آنها را از آخرت بي اعتقاد
گرداند و در قيامت آنها را در كنار خود محشور ببيند ( مريم 66 الي
68).شيطان در تمام داستانهاي كهن و در تمامي اديان وجود دارد، شيطان آمده
است تا انسان خليفهالله نباشد. شيطان بسان تاريكي مطلق در مقابل روشنايي و
نور رحمت الهي است. هر چند در ابتدا بشر سعي داشت تا از شيطان دوري كند و
از شر او در امان باشد اما بشر امروزي در پي فنا شدن در نيروي شيطان
است.*معنويت گمشده بشر در قرن اخير است، علت بازگشت انسان به معنويت
چيست؟هرجا كه سر زدم همه در مرز بودن است كو مرز تازهاي كه فراتر ز بودن
است .انسان معاصر، به دنبال گمشده خود در اقليم و مملكت روح است. در فضاي
زندگي مدرن همه دستاوردهاي زندگي بشري در اعلي جايگاه خود محقق شده است،
دوران مدرنيته، دوران سيطره، كميت است. دوراني است كه در فضا و موقعيت
بشري، فقدان امكانات و دستاوردهاي علمي بر بشر تحميل نميشود بلكه در فضاي
مدرن و موقعيت جاري امروز، نوعي تفرعن را بوجود آورده كه اين تفرعن موجب
شده تا به تعبير كتاب مقدس او در برج بابل (در دوران مدرن) سر بر آسمان
بهسايد و در برابر خداوند سركشي كند. سركشي انسان در دوران مدرن و در فضاي
زندگي امروز، از جانب ديگري فقدان معنويت را هم به بار آورده است، يعني
انسان معاصر، انسان گسسته از آسمان هست اما در عين حال نميتواند به فطرت
خود پشت كند. انسان امروز، در فضاي زندگي مدرن، خود را ارضا شده نميبيند،
هنوز هم نقاط پنهاني هست كه مدرنيته و پست مدرنيته به آنها پاسخ نداده و
هنوز هم فضاهاي تاريكي وجود دارد كه تكنولوژي نتوانسته پاسخ روشني به آنها
بدهد. اين اقليم، اقليم گم شده روح است.اگر دوران قرن بيستم را به تعبير
نيچه، دوراني بدانيم كه خدا مرده است و در عين حال ديوانه نيچه با شمشير
آخته در شهر، فرياد ميزند: كه خدا را كشتهام.امروزه، مكاتب نو پديد ديني
قرار است انتقام خداوند را بگيرند. اگر دوران قرن بيستم، دوران زير راديكال
بردن خدا و كشتن او بود، قرن بيست و يكم، قرن انتقام الهي است، اين انتقام
الهي، در فضاي اديان كلاسيك وجود ندارد، خداوند در اين اديان رحمت خود را
يكسره بر زندگي انسان گسترانيده و اين رحمت تداوم داشته و خواهد
داشت.مكاتب نوپديد ديني، كه به دنبال معنويتي فراتر از معنويت اديان كلاسيك
هستند، معنويتي را دنبال ميكنند، كه آموزههاي فقهي ندارد، شريعتي به
معناي اخص ندارد، دستاوردهاي خاص حرام و حلال و بايد و نبايد ندارد، با اين
تفاسير پيروان اين مكاتب ميگويند، عصر انتقام الهي فرا رسيده و آن
خداوندي را كه شما در گذشته كشتيد امروز در قرن بيست و يكم ميخواهد انتقام
بگيرد. در نتيجه مكاتب نوپديد ديني بوجود ميآيند.مكاتب نوپديد ديني از
معنويت ميگويند، اما معنويت آنها، ملغمهايست از راست و دروغ ، بين عالم
فيزيك و متافيزيك است و سعي ميكند بين اين دو ارتباط برقرار كند. در اين
بين معنويت نقش پل ارتباطي را ايفا ميكند.* انسان، به فطرت خود وابسته است
و در پي تمناي اين فطرت به معنويتهاي نوگرا گرايش مييابد، اين معنويتها
به دنبال چه هستند؟ چه چيزي را ميپرستند و چه آيينهايي دارند؟
مباحثي
چون دينهاي نوظهور، فرقههاي جديد و مكاتب نوپديد ديني، اولينبار در
علوم اجتماعي پس از جنگ جهاني دوم مطرح شدند. اين اديان سعي ميكردند به
برخي پرسشهاي غايي بشر و پرسشهاي وجودشناسي انسان پاسخ دهند.از كجا
آمدهام، آمدنم بهر چه بود ، به كجا ميروم، آخر ننمايي وطنم به پرسشهاي
اين شعر در اديان الهي پاسخهاي روشني داده شده است،
در شيطان پرستي همه چيز مجاز است، در اين
آيين سياه، هر نوع لباس و پوشاك و هر نوع خوراكي مجاز است و هر نوع رفتار و
ادبياتي بدون محدوديت و بدون هيچ ساختار مشخصي آزاد است.
انسان
افسار گسيختهاي كه از محدوديت فراري است و مسئوليت اعمال خود را به هيچ
عنوان نميپذيرد، بهترين ملجا و پناهش شيطان پرستي است. شيطاني كه از عالم
تاريكي و عمق بدي و پلشتي، ندا ميدهد كه آزادي مطلق و هر آنچه كه مي
خواهيد نزد من است. به سوي من بياييد بدون هيچ محدوديتي. شيطان با شيپور
انكار خودش بسياري از انسانهاي برون جسته از فضاي وحداني را به سمت خود
ميكشد و موجب ميشود تا شاخهاي در دين پژوهي تحت عنوان «شيطانپرستي»
بوجود بيايد يا به بيان دقيقتر كليساي شيطان شكل بگيرد. هر چند در نگاه
ديني، شيطان ناديده انگاشته ميشود.در نگاه جامعه شناختي، پيروان شيطان
افرادي هستند كه ادعاهاي خاصي دارند و تصور ميكنند، راه نجات را يافتهاند
و ميخواهند آن را به بشر ارائه دهند.
* شيطان پرستي، داراي دستهبنديهايي هم هست؟
براي اين آيين دروغين ، دستهبنديهايي وجود دارد، كه اغلب به دو دسته شيطان پرستان فلسفي و ديني تقسيم ميشوند.شيطان
پرستي فلسفي، مبادي زندگي وحداني و عدالت الهي را در كائنات ز یر سوال
ميبرد، خداوند را به عنوان قدرت وجود كائنات ميپذيرد،اما علم و حيات و
قدرت مطلق خداوند و آخرت را نميپذيرد. به طور استعاري ميتوان گفت كه
دستان خداوند را فرو ميبندد. اين نوع از شيطانپرستي سعي ميكند كه حضور
خداوند را در زندگي انسان كم كند.در شيطان پرستي ديني، خدا به محاق ميرود و
شيطان در جايگاه خدا مينشيند. نمادهاي تخيلي-وهمي همراه با بت پرستي جديد
كه در قالبهاي پوشاك، رفتار، ادبيات و نوع خاصي از آرايش است. مطلقا
نميتوان اذعان كرد كه شيطان پرستان به معناي فلسفي شيطان پرستي رسيدهاند،
اما نميتوان انكار كرد كه اين افرادممكن است به شيطان پرستي ديني هم
برسند. برخي افراد هم بواسطه متفاوت بودن شيطان پرستي را ميپذيرند.به هر
حال نقطه آغاز گرايش به شيطان متفاوت است. خطر و پليدي شيطان پرستي ديني به
مراتب شديدتر و جديتر از شيطانپرستي فلسفي است. شيطان پرستي ديني، بر
زندگي و روان فرد تاثيراتي را ميگذارد كه باعث اغتشاشاتي در اجتماع و از
بين رفتن نهاد خانواده، نابودي امنيت فردي و در نهايت به مسائلي چون خودكشي
و استفاده از مواد مخدر و داروهاي روانگردان ختم ميشود.
* اديان
مختلف آيينها، مناسك، مراسم خود را دارند، آيين و مناسك شيطان پرستي
چيست؟ و پيروان شيطان در مناسك خود چه اعمالي را انجام ميدهند؟براي آشنايي
بهتر لازم است نگاهي به كليساي شيطان بيندازيم. كليساي شيطان در سال 1966
در شيكاگو توسط «آنتوان لوي» بنيان گذاشته شد. لوي در 30 آوريل همين سال
خود را «اسقف اعظم كليساي شيطان» مينامد و لقب پاپ سياه را براي خود
برميگزيند. در كليسا قرار ميگيرد اما اعمال غير متعارفي را انجام ميدهد.
اعمالي چون استفاده و نوشيدن خون، غسل تعميد با خون و استفاده از اجساد
مردار حيوانات جزيي از شعائر آنها به شمار ميرود. به بيان دقيقتر؛ زناي
با محارم، تجاوز و سوء استفاده جنسي كودكان در انظار عمومي، عريان شدن در
ميان جمع همراه با رقص آتش، همراهي با موسيقي دهشتناك و مدرن و استفاده از
نمادهايي كه گاهي صهيونيستي است، بخش ديگري از شعائر شيطان پرستان است.
استفاده از مشروبات الكلي، مواد مخدر و موادي كه در زندگي مورد توجه نيستند
و اكثرا ناپاك به شمار ميروند در شيطانپرستي مباح است. در واقع در اين
آيين ناپاكي جايگزين پاكي ميشود. در اين آيين هيچگونه، حريم و يا خط
قرمزي وجود ندارد. مسئوليتپذيري انسان ناديده گرفته ميشود، همه چيز در
زمان حال وجود دارد. مردان زن پرست، دختران تن پرست، چشمان هرزه بين،
گامهاي هرزه پو.* لباس، آرايش و مد ، يكي از ابزارهاي شيطان پرستي است،
متأسفانه اين روزها در خيابانهاي شهرمان شاهد جواناني هستيم كه ظاهر و
پوشششان بيانگر شيطان پرستي است، درباره لباس و آرايش شيطان پرستان توضيح
بيشتري دهيد؟
مدگرايي، سطحيترين زاويه برخورد ما با شيطان پرستي است.
اولين فصل متمايز شيطان پرستي نوع لباس، پوشاك و ادبيات است. استفاده از
نمادهايي كه در آن عدد شش به كار رفته ، صليب شكسته معكوس، مثلثي كه در
درون آن عكس يك بز وحشي در داخل يك دايره قرار گرفته، ستاره پنج پر كه نماد
اصلي صهيونيستيهاست ، استفاده فراوان و شديد از رنگ قرمز و سياه در
آرايشها، آرايش موي سر به شكلي كه هيچ گونه نظمي در آن نباشد به رنگهاي
سياه، قرمز و نارنجي، كوتاهكردن موهاي سر به شكلهاي عجيب و به نحوي خاص،
نزديك شدن به نمادهاي فاشيستي و هيتلري در فضاي جديد امروزي، پوشيدن
لباسهاي كاملا غيرمتعارفي كه هم بدن را نشان ميدهد و هم نشان نميدهد.
اينها بخشي از اقدامات شيطان پرستان در مدگرايي است.
* با اين تفاسير جوانان بايد آگاهانه لباس بپوشند، اما اين آگاهي به طور صحيح و اصولي به جوانان ارائه نشده است؟
شيطان
پرستي به معناي ديني و حتي فلسفي آن در كشورمان، طرفداران بسيار اندك و
ناچيزي دارد. اما به لحاظ نمادها، در سطح شهرها، نمادها و پوششهاي شيطاني
مشاهده ميشود.در گفت وگوهايي كه با جوانان با پوششها و تيپهاي شيطاني
انجام گرفته همگي اقرار كردهاند هدفشان از اين نوع پوشش فقط متفاوت و
متمايز بودن از ديگران است. اصلا از موضوعي به نام شيطانپرستي اطلاعي
ندارند، با اين تفاسير آنان شيطانپرست نيستند. مد هميشه معناي منفي ندارد و
در صورتي كه به سنتها، باورها، تاريخ و هويتمان بازگردد، مثبت ميشود.
مد اگر به صورت غذايي نيم خورده از غرب به ما برسد، موجب ميشود تا آن غذاي
نيم خورده را نشخوار كنيم.
* آيا آماري در زمينه شيطانپرستي و جايگاه و تعداد آنان در كشور وجود دارد؟
آمارهاي
رسمي و غيررسمي كه در اين زمينه در دسترس پژوهشگران وجود دارد، نمايانگر
اين است كه در كشور، مجالس و مهمانيهايي به نام شيطان و شيطانپرستي
برگزار مي شود. در اين مهمانيها بيشتر، موسيقيهاي راك، هوي متال و موسيقي
هايي كه خشونت در آن مجاز مي باشد به همراه رقصهاي آتش، استفاده از
مشروبات الكلي، مواد مخدر صنعتي و روانگردان نمايان است.
اگر دستاوردهاي
عميق عرفان اسلامي به جوانان معرفي شود و پوچي و تهي وارگي شيطان پرستي را
نمايان كنيم، شاهد ريزش پيروان هر چند ناچيز شيطان پرستي خواهيم بود.
هدف
اصلي شيطان پرستي، پوچ جلوه دادن زندگي بشري و ناديده انگاشتن معنويت و به
محاق بردن پروردگار عالم ، معلق نگه داشتن جوان ايراني بين زمين و آسمان و
معلق ميان دين و خانواده، معلق بين اسلام و ايران، معلق بين حقيقت و مجاز
است تا به پوچي برسد. اكثر افرادي كه پيرو شيطان پرستي هستند در نهايت به پوچي رسيده و خودكشي ميكنند.
*
آمار قطعي و يا به صورت درصدي در برخي زمينهها وجود دارد. اما
شيطانپرستي آنگونه در انگلستان،آمريكا و كشورهاي غربي وجود دارد به
هيچوجه و با آن شدت و گستردگي در ايران وجود ندارد. شيطانپرستي در ايران
در سطح نمايش و نمادها جلوهگري ميكند. تعداد افرادي كه به معناي خاص
شيطانپرست باشند بسيار ناچيز و انگشتشمار است.
* علت اصلي گسترش خودكشي ميان شيطان پرستان چيست؟
شيطان
پرستي به انسان مي آموزد كه بايد روح خود را با خودكشي به شيطان هبه كرد.
با گذشتن از مهمترين هديه خداوند كه همان جان انسان است بايد روح خود را در
اختيار شيطان قرار دهي. بايد تنها فرصت زندگي ات را به شيطان بفروشي با
ناديده گرفتن عدالت الهي و افق اميد به آينده زندگي كه پيشروي يك جوان وجود
دارد.
* شيطان پرستان در چه حوزهها و عرصههايي به فعاليت ميپردازند؟
سينما،
يكي از مهمترين حوزههاي فعاليت شيطان پرستان است. از موسيقي براي ترويج و
تبليغ نهايت استفاده را مي برند. ورزش هم از حوزههايي كه شيطان پرستان در
آن فعاليت دارند البته به صورت پنهان اقدام ميكنند، برخي از ورزشكاران
مطرح در غرب پيرو شيطان پرستي هستند و عدهاي ديگر از اين ورزشكاران خود را
در حيطه اي كه منجر به شيطان پرستي است قرار ميدهند.شاخههايي از شيطان
پرستي و حتي برخي مكاتب نوپديد ديني با صهيونيسم در ارتباط هستند به لحاظ
مالي از صهيونيستها كمك ميگيرند البته نميتوان همه مكاتب نوپديد ديني را
به صهيونيسم ارتباط داد. نگاهي كه همه چيز را در اين عرصه توطئهآميز ببيند
پژوهشگرانه و علمي نيست.مداركي وجود دارد گواهي ميدهند كه صهيونيستها در
كمك و مساعدت به شيطان پرستي و ديگر فرقههاي نوظهور، از هيچ كوششي دريغ
نميكنند. عرفان يهودي كه تحت عنوان قباله يا اصطلاح انگليسي آن «كابالا»
است، زمينههاي، مكاتب نوپديد ديني و از جمله شيطانپرستي را فراهم ميكند.
عرفان عدد، عرفان نماد، عرفان قدرت پيدا كردن در هستي، عرفان تصرف در
كائنات در معناي منفي خودش، از جمله مواردي است كه بشر گسسته از عالم معنا
به دنبال آن است. بشر گسسته از خدا، به دنبال نوعي اقتدار مجازي است كه
البته هيچگاه به آن دست نخواهد يافت، به دليل اينكه تنها وهم و سرابي از
اين اقتدار را تجربه كرده است.البته فراماسونري، شيطانپرستي نيست.
فراماسونري دسيسه وسيع سياسي و اجتماعي است، براي به انحراف كشاندن نخبگان
يك جامعه است. هر چند بخشي از اقدامات فراماسونها ميتواند شيطانپرستي و
يا استفاده از نمادهاي شيطاني و يا مجاز شمردن برخي از اعمال شيطانپرستان
باشد.
*در شيطانپرستي، با عناويني چون كليساي شيطان، انجيل سياه و... كه برگرفته از مسيحيت است برميخوريم، علت چيست؟
اناجيل
اربعه، تنها دستاورد جدي و قابل پذيرش در عالم مسيحيت هستند. انجيل هفتاد
سال پس از مصلوب شدن عيسي، نوشته شده است. يك فاصله تاريخي بين عيسي (ص) و
انجيل وجود دارد. در كنار انجيلهاي قانوني، شاهد انجيلهاي غيرقانوني و
غير رسمي (اپوكريفا) هم هستيم. اين انجيلها كه تعداد فراواني هم دارند، در
ميان «مورمونها»، «متديستها» و حتي در فضاهاي غير رسمي پروتستانها هم
وجود دارد، ميتوان يك كتاب جديد به نام انجيل شيطان (bible of satan) هم
وجود داشته باشد. حوزه اناجيل اين فرصت را فراهم ميكند تا هركسي بتواند به
نام انجيل و عيسي سخني بگويد و از حقيقت ندايي در بياورد!
*وضعيت شيطانپرستي در جوامع اسلامي را چگونه ميبينيد؟
در
كشورهاي عربي، به دليل نگرش سنت و يا همان سني بودن، در نسلهاي گذشته،
شيطان پرستي جايگاهي نداشته است، در نسلهاي جديد، مگر به واسطه ماهواره،
اينترنت و ديگر وسايل ارتباط جمعي،شايد تا حدي ورود پيدا كرده باشد،
شيطانپرستي در كشورهاي عربي جايگاه مستحكمي ندارد.
* براي جلوگيري از گسترش شيطاني پرستي و ديگر مكاتب نو پديد و عرفانيهاي دروغين چه بايد كرد؟
دفاع
عارفانه از دين، بهترين و مهمترين عامل است. پرداختن به پرسشهاي جديد
جوانان بدون هيچ محدوديت و هيچ انگ و برچسب تخريبكنندهاي ، پذيرفتن اين
نكته كه دين در همه زمانها و مكانها و در ميان همه اقشار ميتواند حرف نو
و جديدي براي گفتن داشته باشد، بايد هنر استخراج اين يافتههاي نو را
داشته باشيم. و از همه مهمتر آشنايي عالمان و حاكمان ديني، با مكاتب نوپديد
و انحرافات آنهاست. همراهي بيشتر با جوانان و شفقت بيشتر با طيف جوان كه
مملو از انرژي، زندگي و در عين حال متفاوت بودن است.البته بايد حساسيت
بيشتري را نسبت به موضوعات و مسائل اعتقادي و عرفاني جامعه و جوانانمان
داشته باشيم.
شيطانپرستي يعني پرستش شيطان!
شيطانپرستي ياsqtanism تنها به معني ساده
پرستش و عبادت شيطان نيست، بلكه خود فلسفهاي فكري محسوب ميشود كه تاريخ
خاص خود را دارد. به اعتقاد كارشناسان، شيطانپرستي نخستين بار در
انگلستان به وجود آمد و اين هم به دليل وفور جادوگران در اين كشور بوده
است. امروز شيطانپرستان معتقدند كه شيطان در طبيعت هر انساني وجود دارد كه
بايد با لذتهاي جسمي و جنسي آن را به كمال رساند.
اسماعيل شفيعي
سروستاني، محقق ميگويد: بشر امروز 400 سال است كه به شيطانپرستي روي
آورده و علت آن هم خستگي از ازدحام تكنولوژي، غيبت آموزههاي ديني، تجربه
پايانتاريخ غرب و به صدا درآمدن زنگ دين و معنويت است. آنتون لاوي
آمريكايي يكي از افرادي است كه در سال 1966 اين شاخه فكري را شكلي فلسفي
داد و با تاسيس كليساي شيطان، او را فرمانرواي كل زمين خواند، البته پيروان
زيادي هم جذب كرد؛ اما چرا اين گروه فكري توانست فعاليت خود را گسترش دهد،
پرسشي است كه كارشناسان ديني پاسخهاي متفاوتي دادهاند.
شيوه فعاليت شيطانپرستان در ايران
سرتيپ احمد محمديفر، جانشين پليس آگاهي كشور
هم رشد شيطانپرستي را در ايران بيشتر در ميان افرادي ميداند كه ارزشهاي
اخلاقي و ديني ضعيفي دارند.
در مجموع شيطان پرستان در تمام نقاط دنيا به
لذات جنسي، خشونت، آزار و شكنجه ديگري به فجيعترين حالت و... ميپردازند و
انجام اين اعمال منجر به ارتقا
«دروازه قرآن» و نمادهای اُبلیسک(شیطان پرستی) در شیراز-
یادداشت اوّل: یهودیان دماوند، فراماسونری و نماد ابلیسک1- ابلیسک نمادی است از آلت تناسلی شیطان به معنای دخول شیطان در کالبد انسان یا تسلیم روح خود به شیطان. به این دلیل، از دوران کهن ابلیسک «آلت تناسلی بعل» Shaft of Baal نیز خوانده میشد. «بعل»، به معنی «استاد» و «ارباب»، خدای کهن ادیان غیرابراهیمی در تمدنهای شرق مدیترانه و بینالنهرین بود. این همان «خدایی» است که در تمدنهای گوناگون اسامی گوناگون به خود گرفته، مانند مردوخ و نمرود و داگان و اوزیریس و غیره، و در ادیان ابراهیمی «شیطان» خوانده میشود. در تمامی فرقههای شیطانی معاصر، مانند ایلومیناتی و فراماسونری، این «خدا» با نام «لوسیفر» مورد پرستش است. نمادهای «لوسیفر»، از جمله ابلیسک، از گذشته کهن تا به امروز بلاتغییر مانده است.در مسیحیت نام «بعل» به عنوان مترادف «شیطان» به کار میرفت. و گفتیم که این همان نماد شیطان است که در مراسم حج توسط میلیونها زائر سنگباران میشد و در سالهای اخیر حکومت سعودی آن را حذف کرد و به جایش دیواری ساده گذارد. این حذف به دلیل نقش لرد فاستر (سِر نورمن فاستر)، معمار و ماسون نامدار، در بازسازی مکه است.
o
نقشی از آنتونیوس پیوس،
امپراتور روم، که نماد ابلیسک یا «آلت بعل» به شکل آلت تناسلی نشان داده
شده(امپراتوران روم خود را از تبار خدایان میدانستند)
2- دو نمونه از
کاربرد «ابلیسک» را در معماری ساختمان جدید مجلس و ساختمان مؤسسه مالی و
اعتباری قوامین، واقع در میدان آرژانتین و مشرف بر مصلای تهران، نشان داده
شده. در روزهای اخیر با دو نمونه عجیب در شیراز آشنا شدیم.
شیراز از
دیرباز دارای مدخلی مقدس بود که این شهر را از سایر شهرهای ایران متمایز
میکرد. این مدخل «دروازه قرآن» نام دارد که در بلندی، در «تنگ الله اکبر»،
واقع بوده و بهطور کامل بر شهر مُشرف است. بنای فوق در زمان حکومت شیعی
عضدالدوله دیلمی در دروازه شمالی شیراز (راه شیراز به اصفهان) احداث گردید و
قرآنی در آن جای داده شد تا مسافران با گذر از زیر آن متبرک شوند. بعدها،
کریم خان زند این دروازه را بازسازی کرد و دو جلد قرآن بزرگ نفیس، به خط
سلطان ابراهیم بن شاهرخ تیموری، در اتاقک بالای آن جای داد. این قرآنها،
که به «قرآن هفده من» معروفاند، گویا اکنون از دروازه قرآن به موزه پارس
انتقال یافته است. زائران بقاع مقدسه شیراز، بهویژه حرم مطهر حضرت احمد بن
موسی شاه چراغ (س)، پسر ارشد امام موسی کاظم (ع) و برادر بزرگ امام رضا
(ع)، هماره فراوان بودهاند و آنان که از سمت شمال وارد شیراز میشدند در
این مکان اوّلین زیارتنامه خود را میخواندند.معهذا، در شیراز بنایی دیگر
وجود دارد که از نیمه دوّم سده نوزدهم میلادی این شهر را به یکی از
زیارتگاههای اصلی فرقه بابی- بهایی بدل ساخته است: خانه علیمحمد باب
بنیانگذار بابیه در کوچه شمشیرگرها. در دوران متأخر قاجاریه و دوران پهلوی،
زائران بابی- بهائی که از دروازه قرآن وارد شیراز میشدند اندک نبودند.
اینان نیز، بهناچار، از همان دروازه قرآن مناسک خود را آغاز میکردند.
مطلعین محلی میگویند امروزه نیز زوار بابی- بهائی کم نیستند؛ اینان در
دروازه قرآن زیارتنامه میخوانند و مناسک خود را آغاز میکنند.
در دو
دهه اخیر در دروازه شمالی شیراز تغییراتی انجام گرفته. در پی این تغییرات،
دروازه قرآن کارکرد دینی دیرین خود را از دست داده و به یادمانی صرفاً
تاریخی- نمایشی بدل شده. بزرگراه شیراز به اصفهان از کنار این دروازه
میگذرد نه از زیر آن. به عبارت دیگر، برخلاف گذشته، گذر از زیر دروازه
قرآن زائران و مسافران را متبرک نمیکند. در بازسازی جاده «تنگ الله اکبر»،
محل وقوع دروازه قرآن، تمهیدی برای حفظ سنت کهن شیعی دروازه قرآن، آنگونه
که آلبویه اندیشید و بنیاد نهاد، اندیشیده نشده. این درست است که احداث
بزرگراه در زیر دروازه قرآن ممکن نبود، و به آن آسیب میرسانید، ولی یافتن
راهکاری برای حفظ این سنت دینی ممکن بود. میشد دروازهای بزرگتر، در
محلی دورتر، احداث کرد که همان سنت را با بزرگراههای جدید انطباق دهد.
چگونه ممکن است با هزینههای سنگین در همین منطقه نمادهای ابلیسک ساخت،
چنانکه در سطور بعد خواهیم دید، ولی تمهیدی برای حفظ سنت «دروازه قرآن»
نیندیشید؟
در سالهای اخیر، در دو سوی بنای کهن دروازه قرآن دو بنای
جدید احداث شده که بهکلی این نماد کهن اسلامی را تحتالشعاع خود قرار
داده. در مدخل کنونی شیراز، در فاصلهای اندک در شمال دروازه قرآن که اکنون
پلیس راه شیراز- اصفهان واقع است، سه نماد ابلیسک احداث شده. ابلیسکهای
سهگانه فوق بسیار شبیه به «برج روسیه» Russia Tower است.«راشیا تاور» را
همان لرد فاستر تیمس بنک (سِر نورمن فاستر)، [1] معمار و ماسون بلندپایه،
در «مرکز تجارت جهانی» مسکو، [2] میسازد؛ همو که بازسازی مکه را به دست
گرفته و نمادهای سهگانه ابلیسک را از مناسک «رمی جمرات» (سنگباران شیطان)
در حج حذف کرده است. بنای راشیا تاور در سپتامبر 2007 با دو میلیارد دلار
بودجه آغاز شده و در سال 2012 به پایان میرسد. راشیا تاور 648 متر ارتفاع
دارد و بلندترین برج دنیا خواهد شد. زبان فرقههای رازآمیز و شیطانی زبان
نمادها و اعداد است. در این زبان، سال 2012 سالی خاص و «مقدس» است. آنان
معتقدند که در ساعتی معین از روزی معین از سالی معین (ساعت 11:11 صبح 21 دسامبر 2012) «نظم نوین دنیوی» Novus ordo seclorum آغاز خواهد شد.
ابلیسکهای سهگانه مدخل کنونی شیراز کپی کامل «راشیا تاور» لرد فاستر است در حدی که ماکتی از آن جلوه میکند. به تصاویر زیر بنگرید:
ابلیسک «راشیا تاور» (برج روسیه) لرد فاستر در «مرکز تجارت جهانی» مسکوابلیسکهای سهگانه شیراز ماکتی از آن است.
ابلیسک های سهگانه مدخل کنونی شیراز (شمال دروازه قرآن)
در
سالهای اخیر، بهائیان با خرید یا ساخت خانه و مغازه در حد فاصل
ابلیسکهای فوق تا دروازه قرآن عملاً کلنیهای بستهای را در این منطقه
تشکیل دادهاند.ماجرا تمام نشده. در جنوب دروازه قرآن بنای عظیم و عجیب
دیگری در دست احداث است بهنام «هتل بزرگ شیراز». این هتل بر صخرهای عظیم
بنا میشود و بهکلی دروازه قرآن را تحتالشعاع نمای حجیم و زشت خود قرار
داده است. احداث این بنا، به عنوان هتل، بر صخره سنگی فاقد توجیه اقتصادی
است زیرا هزینه گزافی میطلبد؛ و از نظر اصول شهرسازی و معماری نیز فاقد هر
گونه توجیه است. این یک اصل مسلم در شهرسازی است که بافت تاریخی شهر
دستنخورده بماند و بناهای جدید، بهویژه با معماری چشمگیر، بناهای تاریخی
را حقیر و کوچک نکند. یک نمونه مخالفت یونسکو با احداث برج مشرف بر میدان
نقش جهان (میدان امام خمینی) در اصفهان است. بهرغم این، نه یونسکو به
احداث «هتل بزرگ شیراز» اعتراض کرد نه مقامات محلی با آن مخالفت کردند.
احداث این بنا، اگر صرفاً از منظر شهرسازی نیز بنگریم، لطمه بزرگی است بر
بافت تاریخی شهر شیراز.
اقدام فوق بسیار شبیه است به اقدام لرد فاستر در
احداث برجهای بزرگ موسوم به «ابراج البیت» Abraj- al- Bait بر فراز کعبه؛
که ساختمان مقدسترین مکان اسلامی را تحتالشعاع خود قرار داده است.
مسلمانان فهیم این برجهای تجاری را، که سرشار از نمادهای شیطانی و ماسونی
است، «شاخهای شیطان» نام نهادهاند.در بررسی نمای خارجی «هتل بزرگ شیراز»
روشن میشود که قسمت فوقانی ساختمان فوق یک هرم ناتمام است. ابلیسکی که هرم
آن ناتمام است در نمادهای شیطانی- ماسونی دارای معنایی معین است: «ما سهم
خود را انجام دادهایم و با ظهور لوسیفر (ناجی بزرگ) هرم کامل خواهد شد.»
ابلیسک ناتمام همان نمادی است که بر اسکناسهای دلار ایالات متحده آمریکا
نقش شده است. بر بالای این نماد، که «مُهر بزرگ» Great Seal نام دارد، به
لاتین نوشته شده: Annuit cœptis (او از اعمال ما راضی است). در این جمله،
ضمیر «او» به لوسیفر یا «خدای» طریقتهای شیطانی بازمیگردد؛ که از دیدگاه
ایشان سرچشمه «نور» است. و در پائین نوشته شده: Novus ordo seclorum (نظم
نوین دنیوی).هرم ناتمام مندرج در «مُهر بزرگ» دارای 13 طبقه است و در نمای
بیرونی «هتل بزرگ شیراز» نیز 13 رده یا طبقه مشاهده میشود.اعداد 3، 7، 9،
11، 13، 33 و 39 در فرقههای رازآمیز اعداد مقدساند. عدد 10 عدد الهی
بهشمار میرود و از دید آنان منفور است. انفجار برجهای دوقلو در نیویورک
در 11 سپتامبر 2001 (1/ 9/ 11) صورت گرفت. انفجار مادرید 911 روز بعد از
انفجار نیویورک انجام گرفت. ویژگی عدد 1- 1- 9 این است که میتوان بدون
عبور از عدد 10 به عدد 11 رسید. مهندس حسین امانت، معمار نامدار بهائی که
ساختمان بیتالعدل اعظم الهی در حیفا از اوست، در بنای میدان شهیاد (آزادی)
عدد 9 را فراوان به کار برده است. عدد 9 در میان بهائیان نیز مقدس است
زیرا بهائیان فرقه خود را نهمین آئین از سلسله ادیان موجود میدانند. طریقت
کهن اسکاتی، که بلندپایهترین و رازآمیزترین طریقت ماسونی بهشمار میرود و
در تحولات مهم جهانی نقش بزرگ داشته، و بنیانگذاران دولت آمریکا مانند جرج
واشنگتن از این طریقت بودند، دارای 33 درجه است. در سوی دیگر «مُهر بزرگ»
آمریکا عقابی منقوش است که دم او دارای 9 پر است، 13 پیکان در یک چنگال و
13 برگ زیتون در چنگال دیگر گرفته و 13 ستاره بر فراز سر اوست.
دروازه قرآن که امروزه به نمادی مهجور و نمایشی بدل شده
و تحتالشعاع ساختمان عظیم «هتل بزرگ شیراز» قرار گرفته
ساختمان «هتل بزرگ شیراز» که قسمت فوقانی آن به شکل هرم ناتمام استآنگونه که در «مُهر بزرگ» آمریکا مشاهده میشود
هرم ناتمام (یک سوی «مُهر بزرگ»)
سوی
دیگر «مُهر بزرگ»در این نماد اعداد زیر مورد استفاده قرار گرفته است:دم
دارای 9 پراست. عقاب 13 پیکان در یک چنگال و 13 برگ زیتون در چنگال دیگر
دارد. 13 ستاره بر فراز سر اوست که در حلقه اوّلیه 6 گوشه (نماد ستاره
داوود) و در حلقه خارجی 19 گوشه از ابر محصور است. هر بال عقاب دارای 33 پر
است.

برجهای تجاری مکه (ابراج البیت)، که در واقع باید
«شاخهای شیطان» خوانده شود، سرشار از نمادهای ماسونی، بنای کعبه را به
محاصره گرفته، کار لرد فاستر، معمار و ماسون نامدار، و «مجتمع بن لادن» [1]
[2] [3]
در سال 2012، که از دیدگاه فرقههای شیطانی شروع
«نظم نوین دنیوی» استساختمان “ابراج البیت” به پایان میرسد و کعبه چنین در
سایه نمادهای شیطانی قرار خواهد گرفت.

سِر نورمن فاستر (لرد فاستر تیمس بنک)، معمار نامدار و ماسون بلندپایه
«هتل
بزرگ شیراز» در زمینی احداث شده که تا زمان انقلاب در مالکیت عبدالحسین
دهقان، ماسون بلندپایه و از سران فرقه بهائی، بود و پس از آن مصادره شد.
عبدالحسین دهقان و برادرش همدم دوران نوجوانی شوقی افندی، رهبر پیشین فرقه
بهائی، بودند و در شیراز عبدالحسین دهقان تولیت موقوفات بهائیان را به دست
داشت. در دوران پهلوی، چون امروز، به دلیل غیرقانونی بودن فرقه بهائی،
موقوفات این فرقه به عنوان ملک خصوصی افرادی ثبت میشد که «امین بیتالعدل»
بودند. املاک و باغات پهناور عبدالحسین دهقان در فارس از اینگونه موقوفات
بود.
در سالهای اخیر وکیل دهقان از آمریکا به ایران مراجعت کرده و
بخشی از این اموال را پس گرفته است. با شناخت افراد ذینفوذی که با حمایت و
تلاش فراوان بخشی از املاک مصادره شده عبدالحسین دهقان، و نیز املاک دکتر
ذبیح قربان (بهائی و ماسون بلندپایه)، را بازگردانیدند، یا هماکنون برای
بازگردانیدن آن تلاش میکنند، میتوان چهرههای متنفذ فرقههای شیطانی در
ایران امروز را شناخت. برای حفظ و تداوم انقلاب اسلامی و آرمانهای امام
راحل، این شناخت از اهمیت بنیادین برخوردار است.
—————————-
زیرنویس: در کتاب «زمین و انباشت ثروت: تکوین الیگارشی جدید در ایران امروز» درباره خاندان دهقان چنین آمده است: [1]
میرزا
محمدباقر خان، نیای خاندان دهقان، پیشکار محمدرضا خان و حبیبالله خان و
ابراهیم خان قوامالملک، از سران بهائیان فارس و عامل این سه قوامالملک در
جنگها و سرکوبهای بزرگ بود. برای نمونه، در ربیعالاوّل 1321 ق./ ژوئن
1903 م. مأمور سرکوب حاج علیقلی خان، نایبالحکومه لارستان، شد و در رأس
قشون مفصلی «با سرباز و سوار و توپ» به لارستان رفت. علیقلی خان لاری در
قلعه گراش پناه گرفت و میرزا محمدباقر خان دهقان قلعه لار را تصرف کرد.
«تجار لاری تلگرافات زیاد به تهران کردهاند که ما حاجی علیقلی خان را
میخواهیم و به ما کمال مهربانی و محبت را دارد، محض اینکه قوامالملک به
مشارالیه بد است میخواهد او و ما را تمام نماید.»
میرزا محمدباقر
دوّمین پسر حاج ابوالحسن بزاز شیرازی (متوفی 1320 ق.) است. برادر ارشد، که
او نیز از سران بهائی فارس بود، میرزا محمدعلی خان نام داشت. زن حاج
ابوالحسن بزاز از خویشان نزدیک شیخ ابوتراب، امام جمعه شیراز، بود… شیخ
یحیی امام جمعه پسر این شیخ ابوتراب است. پس از شیخ یحیی پسرش،
معینالشریعه، امام جمعه شیراز شد. این زن مادر میرزا محمدعلی خان و میرزا
محمدباقر خان دهقان است. میرزا محمدباقر دهقان بسیار مقتدر و ثروتمند شد.
او به دفعات برای دیدن عباس افندی به فلسطین و آمریکا رفت. پسران میرزا
محمدباقر، میرزا عبدالحسین خان و میرزا عبدالعلی خان دهقان، از سران
بهائیان فارس و ایران بودند. تصویر آنان در کودکی، به همراه شوقی افندی،
گویای جایگاه رفیع ایشان در فرقه بهائی است.
عبدالحسین دهقان و برادرش (ایستاده) و شوقی افندی (نشسته)
o در دهه پایانی سلطنت پهلوی، عبدالحسین
دهقان، در کنار عزیزالله خان قوامی و ایرج مهرزاد (مالک اراضی کفترک در
شمال شرقی شهر شیراز)، به عنوان یکی از سه متمول و زمیندار بزرگ شیراز
شناخته میشد. دهقان مالک روستای کشن و اراضی فراوان دیگر در محدوده و
پیرامون شهر شیراز، از جمله در کوه باباکوهی و دروازه قرآن، بود. خانه
مسکونیاش در ضلع شمال شرقی فلکه ستاد (روبروی ساختمان استانداری) واقع بود
که اکنون در اختیار سپاه پاسداران است. در جنب آن خانه دکتر ذبیح قربان،
پسر حاج علیخان آبادهای از سران فرقه بهائی فارس، قرار داشت که اکنون
دفتر امام جمعه شیراز است. عبدالحسین دهقان و دکتر ذبیح قربان (رئیس
دانشکده پزشکی دانشگاه پهلوی و رئیس بیمارستان نمازی) از ماسونهای
بلندپایه ایران و دوست نزدیک بودند. دکتر لطفعلی صورتگر نیز ماسون بلندپایه
و دوست این دو بود. دکتر ذبیح قربان (متولد 1284 ش. در آباده)، اولین رئیس
دانشگاه شیراز، در 23 ژوئن 2007/ تیر 1385 در آمریکا فوت کرد و ماسون
بلندپایه دیگر، دکتر فرهنگ مهر (آخرین رئیس دانشگاه پهلوی در زمان شاه)، در
سوگ او یادداشتی منتشر نمود… از سالهای 1320 ابتدا محمد نمازی و مظفر
خانفرخ و سپس دکتر ذبیح قربان و عبدالحسین دهقان گردانندگان تشکیلات ماسونی
شیراز بودند. عکس محمد نمازی و مظفر خانفرخ (ارفعالسلطنه) و گروهی دیگر
در لباس ماسونی موجود است.
محمد نمازی و الیاس دبی (یهودی) و مظفر خانفرخ (یهودی) در کسوت ماسونی
محمد نمازی، خانفرخ و سایر اعضای لژ ماسونی
استاد لژ (الیاس دبی) نشسته بر صندلی مخصوص
دکتر ذبیح قربان (بهائی و ماسون بلندپایه) در کسوت ماسونی
پسر حاج علیخان آبادهای کدخدای قدرتمند بهائی که رفتار قساوت آمیز او با مسلمانان آباده معروف است.
ذبیح
قربان، چون محمد نمازی، از سالها پیش ماسون شده و در سال 1333 ش. به درجه
استادی رسیده بود. سایر بلندپایگان ماسون شیراز عبارت بودند از: دکتر تمدن
فرزانه، عزیزالله خان قوامی (پسر ابوالقاسم خان نصیرالملک، مالک روستای
صیدون و باغ ناری شیراز و املاک مفصل دیگر)، دکتر لطفعلی صورتگر، حبیبالله
خمسی، علیمحمد دهقان، مارتیروس سرکیس، دکتر امیرقلی فرهمندفر، علیاکبر
خلیلی شیرازی و محمدقلی خان قوامی (مالک سعادتآباد).
مظفر خانفرخ، که
پدر و مادرش از یهودیان همدان بودند، [1] و مارتیروس سرکیس، مأمور سرویس
اطلاعاتی بریتانیا در شیراز، [2] را در کتاب «زمین و انباشت ثروت:
بخشی از تجارب سالها تدریس، به همراه تحقیق، دانستنی ها، طرح درس و نمونه سوالات در نزدیک به 1000 پست متنوع به کاربران محترم تقدیم می شود. برای استفاده از نوشته های پیشین، روی عناوین مطالب يا موضوعات كليك کنید. درصورتی که عکس یا فایلی باز نشد سایت آپلود آن بطور موقت در دسترس نیست. استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.