نقدوبررسی فیلم ضدایرانی (آرگـــــو) ARGO
به گزارش فرهنگ نیوز،آرش فهیم در ادامه نقد فیلم آرگو نوشت:
«آرگو»
در نگاه اول برای هر فردی که ملیت ایرانی داشته باشد، تلخ و زننده و موهن
است. در بخش اول اشاره شد که این فیلم، دراصل نوعی عقده گشایی سینمایی علیه
ملت ایران محسوب می شود. این بار نیز هالیوود سعی کرده از یک شکست بزرگ و
خفت آمیز (فتح سفارت این کشور به دست دانشجوهای ایرانی) یک حماسه و پیروزی
(فراری دادن ۶ آمریکایی از ایران) بسازد. فیلم جدید «بن افلک» در ترسیم
کشور ما و هموطنانمان از دایره منطق خارج شده و به ورطه دشنام گویی و تهمت
زنی سقوط کرده است.
اما اگر نیک بنگریم، همین سقوط، خود نشانه ای
است از یک احساس حقارت شدید و «ذلت جمعی» در برابر ملت ایران. چه، فیلم ها
بازتاب دهنده نیات درونی و ضمیر ناخودآگاه سازندگانشان هستند. در بسیاری از
نظام های سینمایی، این بازتاب عمدتا به کارگردان فیلم محدود می شود.
ازجمله در سینمای امروز غالب در ایران که اکثریت فیلم ها بیشتر از اینکه
انعکاسی از روح جمعی یا حافظه و کهن الگوهای قومی و ملی باشد، حاصل درون و
ذهنیت فیلمساز هستند. اما در هالیوود کمتر این گونه است و در آنجا می توان
مجموعه فیلم هایی که در یک دوره ساخته می شوند را نماینده پندارهای عمومی
جامعه آمریکا دانست. چون در هالیوود، برخلاف سینمای ما، فیلم ها نتیجه کار
یک گروه بسیار وسیع و پردامنه بوده و محتوای آن ها نیز برآمده از شرایط و
منافع ملی آمریکاست. هم از این رو، فیلم «آرگو» را نباید صرفا کار یک شخص
به نام بن افلک به عنوان کارگردان فیلم دانست. این أثر، درواقع نماینده
تصور و پندار عمومی نظام آمریکا درباره ایران است. براین اساس، آنچه در این
فیلم بازنمود یافته است، نوعی حس شکستِ همراه با ترس حاکمیت آمریکا در
برابر ایران است.
در این زمانه، حتی در تبلیغاتی ترین و سیاسی ترین
فیلم های غربی نیز سعی می شود حداقل انصاف و تعادل در به تصویر کشیدن مردم
کشور طرف تخاصم رعایت شود. اما در «آرگو» همه ایرانی ها، مردمی ماقبل انسان
نشان داده می شوند. البته این یکی از استراتژی های کلی هالیوود است که
نوعی ذهنیت نژادپرستانه را علیه مسلمانان انقلابی و ضدغرب به جریان
بیاندازد. نگاهی که طی سال های اخیر در بسیاری از فیلم های آمریکایی غلبه
داشته و می توان پیش بینی کرد که در آینده پررنگ تر شود.
فیلم
برگزیده سی و هفتمین جشنواره تورنتو و نامزد چند بخش هفتادمین جایزه گلدن
گلوب آنقدر دروغگو است که ماجرای فتح لانه جاسوسی آمریکا در تهران را نه به
دانشجویان که به سپاه نسبت می دهد. در فیلم هیچ اشاره ای به دانشجو بودن
فاتحان نمی شود، اما در این کارزار، دائم آرم سپاه به نمایش در می آید! این
هم از دیگر نشانه های قابل تأمل این فیلم است که در آن تمرکز زیادی روی
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شده است. این برجسته سازی از یک طرف گویای
هراس آمریکا از سپاه است و از طرف دیگر نشانه ای است بر عدم استقلال یک
کارگردان هالیوودی که این چنین چشم به دهان سیاستمدارانش دارد.
اما
«آرگو» را باید فراتر از مسئله فتح لانه جاسوسی آمریکا و تحقیر تاریخی
حاکمیت ایالات متحده در برابر انقلاب اسلامی ایران دید. این یک اصل ثابت در
هالیوود است که فیلم های تاریخی –آثاری که به گذشته می پردازد- درواقع
مسائل و دغدغه های امروزی آمریکا را می کاوند. این اصل درباره «آرگو» هم
صادق است. این أثر علاوه بر رویکرد ضدایرانی، به طور غیرمستقیم به پدیده
بیداری اسلامی نیز می پردازد. بیراه و اتفاقی نبوده که هالیوود پس از ۳۰ و
اندی سال، قضایایی چون حمله به سفارت آمریکا، تظاهرات خیابانی علیه
دیکتاتور وابسته به غرب و اصرار بر محاکمه و اعدام حاکم سرنگون شده را هدف
نمایش قرار داده است. این ها اتفاقاتی هستند که از محدوده مرزهای ایران
صادر شده و کشورهای اسلامی را فرا گرفته اند. فیلم «آرگو» نشان می دهد که
نوای اذان و عبارات مقدسی چون «لا اله الا الله» کلیدهایی برای تهدید و
تحدید منافع آمریکا در جهان هستند.
ضمن اینکه این فیلم به ساختار
سیاسی امروز ایران هم می پردازد. در این فیلم بارها به نام «مصدق» و اشتباه
آمریکا در حمایت از کودتا علیه او اشاره می شود. اینکه در فیلم «آرگو» از
نخست وزیر وقت –بازرگان- به عنوان فردی که مخالف تسخیر سفارت ایالات متحده
بوده تقدیر می شود هم بی تردید بدون هدف نبوده. این گرایش، با حضور رفیع
پیتز (فیلمساز ایرانی-فرانسوی و یکی از حامیان ناآرامی های سال ۸۸ تهران)
در این فیلم، معنای بیشتری می یابد.
بخشی از تجارب سالها تدریس، به همراه تحقیق، دانستنی ها، طرح درس و نمونه سوالات در نزدیک به 1000 پست متنوع به کاربران محترم تقدیم می شود. برای استفاده از نوشته های پیشین، روی عناوین مطالب يا موضوعات كليك کنید. درصورتی که عکس یا فایلی باز نشد سایت آپلود آن بطور موقت در دسترس نیست. استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.